X
تبلیغات
رایتل

عید و عیدیش

سلام دوستان گلم:




امروز می خوام براتون از عید امسال حرف بزنم.

عید امسال نیمه شب بود قبلش باید بگم که مامانم تخم مرغ های خیلی قشنگی تزیین می کنه پس شب قبلش اسرار پشت اسرار که مامان بیا تخم مرغ رنگ کن.

مامانم بالاخره قبول کرد.

دیگه تیک تیک ساعت داشت بهمون می گفت یک سال گزشت .

ببببامممب !دیگه عید شد.نترسید ها!این صدای تانک توی تلویزیون بود  که داشت می گفت :عید امده.

من و محیا جون مامان و بابا رو بوسیدیم ووووووو به قول پدربزرگ تازه از دست داده ی عزیزم عید و عیدش .

پس عیدی های خوشگل را گرفتیم و بعد از مدتی دوباره رفتیم خوابیدیم.

راستی یادم رفت بگم که دختر خاله ی عزیزم با الینا کوچول موچول(دختر دختر خالم الهام جون به قول بچگی هام الام یا الی)بهتر دیگه براتون از سیزده بدر تعریف کنم پسسسسسسسسسسسسسسسسسسس بریم.

خوب وایستید وایییستید همین جاست برای سیزده بدر رفتیم باغ داییم اون جا خیلی خوش گزشت چون من و الینا با هم کلی بازی کردیم تازه من و الینا با هم از کوه هم بالا رفتیم (الینا فقط دو سال و نیمش ها)بعدش ناهار خوردیم و الینا خوابید پس ما بزرگتر ها هم نشستیم با هم حرف زدیییم ساعت 5 حرکت کردیم به طرف بیرجند.خلاصه خیلی خوش گزشت بقیه اش را بعدا براتون می نویسم .

راستی می خواین شعر الینا بشنوید(ببیی می گه ب ب دمبه داری؟نه نه پس چرا می گی ب ب)تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

[ شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1390 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ maeva ] [ 6 نظر ]